خرید بک لینک
آقا جان دلتنگم ؛دلتنگ تر از همیشه و هرروز .هرجمعه بامداد بیدار میشوم نماز را به نیابتت می خوانم؛دست روی قلبم میگذارم ودعای عهد زمزمه می کنم.عهد می بندم پای امامم بمانم حتی در سخت ترین شرایط ، در بحرانی ترین لحظه ها.اینک دیگر نوبت دعای ندبه است.پای پیاده مسیر امامزاده را طی میکنم، به هرکه می رسم سلامی گرم نثارش می کنم شاید، شاید توباشی که نظاره گر بچه شیعه ات هستی.کاش توباشی ومرا به لبخندی رضایت گونه دعوت کنی. به امامزاده که رسیدم پای جامهری می ایستم،تک به تک مهر هایش را می بوسم شاید یکی محل سجدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 15:03

توکجایی؟گاه درخیابان مثل دیوانه ای که عزیزی راگم کرده است،خیره به چهره ی رهگذران می شوم ؛بااین امیدکه یکی ازآنها توباشی و مرابه لبخندی میهمان کنی.گاه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 21:13

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه ی پیغمبران را

خبرآمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آکاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید...


برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 21:13

آقا جان دلتنگم ؛دلتنگ تر از همیشه و هرروز .هرجمعه بامداد بیدار میشوم نماز را به نیابتت می خوانم؛دست روی قلبم میگذارم ودعای عهد زمزمه می کنم.عهد می بندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 21:13

صفحه بندی